سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

321

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

( 1 ) ابن عبّاس در پاسخ وى نوشت : بارى نامهء شما مبنى بر ورود حسين ( ع ) و ابن زبير به مكه رسيد ، اما ابن زبير مردى است بريده از ما ، انديشه و هدفش را از ما پنهان مىدارد ، و با وجود اين ، كينه‌هايى در دل دارد كه همچون آتش در چخماق از ما پوشيده مىدارد ، خدا اسير او را آزاد نكند ، دربارهء امر او هر چه نظر شماست تصميم بگيريد . و امّا حسين ( ع ) چون وارد مكه شد و حرم جد و خانه‌هاى پدرانش را ترك كرد از علّت آمدنش پرسيدم به من گفت : كارگزاران تو در مدينه نسبت به او بدرفتارى كرده‌اند و زود به ناسزا گويى پرداخته‌اند از اين رو به حرم خدا پناه آورده است ، به زودى دربارهء آنچه گفتى با او ديدار خواهم كرد و دربارهء آنچه باعث وحدت كلمه شود و آتش اختلاف را خاموش كند و فتنه را بخواباند و خون امّت را حفظ كند از نصيحت وى هرگز فروگذار نخواهم كرد بنابراين تو هم ، در نهان و آشكار از خدا بترس ! مبادا شبى را به روز برسانى در حالى كه قصد آشوبى براى مسلمانى داشته باشى و يا در اين انديشه باشى كه بر او ستمى روا بدارى و يا گودالى براى او حفر كنى ، زيرا چه بسيار كسانى كه چاهى براى ديگران حفر كرده‌اند و خود در آن افتاده‌اند و چه بسيار آرزومندى كه آرزويش بر آورده نشده است بهرهء خود را از تلاوت قرآن و انتشار سنّت پيامبر بگير و بر تو باد روزه و نماز ، مبادا سرگرميها و بيهوده‌كاريهاى دنيا تو را سرگرم كند زيرا هر چه تو را از ياد خدا بازدارد زيانبخش و ناپايدار است و هر چه از امور آخرت مورد توجه قرار دهى سودمند و پايدار است ، و السّلام « 1 » .

--> راه دور به ديدارشان مىروى ابلاغ كن كه بين من و حسين خدا مىداند كه خويشاوندى است و جايى در كنار خانهء خدا كه عهدنامهء الهى و قراردادى بنويسم كه در آينده به طور كامل پايبند باشيم گروه شما را افتخار به مادرتان گوارا باد ! مادرى كه به جان خودم ، نيكو كار ، پاكدامن و بزرگوار است . او كسى است كه هيچ كس به فضيلت او نمىرسد ، دختر رسول خدا و بهترين مردم كه همه آگاهند ، همانا من مىدانم يا به دانندهء آن گمان دارم و گمان ، پاره‌اى از اوقات مطابق با واقع و حساب شده است . اگر شما به زودى كشتن مرا واگذاريد ، سرانجام به يكديگر هديه خواهيد داد و محبت خواهيد داشت . اى مردم قبيله ! آتش جنگ را كه خاموش شده روشن نكنيد و به ريسمانهاى مسالمت درآويزيد و چنگ بزنيد . جنگ ، مردم قرنها پيش از شما را فريفته است و امّتهاى پيشين را نابود كرده ، پس انصاف دهيد ، قومتان را به خاطر غرورتان هلاك نكنيد ، بسا مغرور كه پايش لغزيده است ! ( 1 ) براستى اگر ابن عبّاس اين نصيحتها را به يزيد كرده باشد يا خيلى ساده‌لوح بوده و يا بسيار سازشكار ! زيرا